تبليغاتX
.:: شعر نوین ::.
ترجیح می دهم شعر شیپور باشد نه لالایی.(شاملو)
 صداي تيشه آمد!

 گفت شيرين،

 ــ كنار ماهتابي ها ،به مهتاب ــ

 ــ صداي تيشه آمد

 ماه تابيد

 صداي تيشه ي فرهاد آمد!

       گفت شيرين

 ــ كنار لاله ها با لاله ي لال!

 ــ صداي ناله آمد.

    لاله ناليد.

 صدا از تيشه ي فرهاد افتاد!

 صداي گريه ي شيرين

 ميان باغ تنهايي

 هزاران لاله از باران

 فرو مي ريخت!

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط RanDall  | 

 گل من پرنده ای باش و به باغ باد بگذر

 مه من شکوفه ای باش و به دشت آب بنشین

 گل باغ آشنایی ، گل من ،کجا شکفتی

 که نه سرو می شناسد ، نه چمن سراغ دارد

 گل من تو راز ما را به کدام دیو گفتی ؟

 که بریده ریشه ی مهر، شکسته ریشه ی دل

 منم این گیاه تنها، به گلی امید بسته

 همه شاخه ها شکسته

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط RanDall  |