اي كاش مي توانستم بگويم
كه با من چه مي كني...
تو جاني در جانم مي آفريني
تو تنها سببي هستي
كه به خاطر آن
روزهاي بيشتر
شب هاي بيشتر
و سهم بيشتري
از زندگي مي خواهم
تو به من اطمينان مي دهي
كه فردايي وجود دارد...
از فلز نازکی نیستند
زمستان را به خوبی تحمل میکنند .
ودر تابستان
مغز ها وتن ها را خنک میکنند
در بین هر بیت تیرک های قوی به کار رفته است
وکلماتم سفالینه است
واگر باران ببارد
سقف را با رویاهایم می پوشانم
وناودان را
با دردهای درونم سرپوش میگذارم .