فقر (احمد شاملو)
از رنجي خسته ام كه ازآنِ من نيست
بر خاكي نشسته ام كه ازآنِ من نیست
با نامي زيسته ام كه ازآنِ من نيست
از دردي گريسته ام كه ازآنِ من نيست
از لذّتي جان گرفته ام كه ازآنِ من نيست
به مرگي جان مي سپارم كه ازآنِ من نيست.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۳۴ ب.ظ توسط RanDall
|